|
چهارشنبه ۱۸ شهریور ۱۳۸۸ ساعت ۱۸:۴۸ |
|
ترجمه مرجان فرجی وجود افراد بدبخت فقط به اين دليل ساده خطرناك است كه آنها اهميتي به ادامه حيات زمين نميدهند آنها چنان در بدبختي دست و پا ميزنند كه در اعماق وجود خويش ميانديشند كه چه خوب ميشد اگر دنيا به آخر ميرسيد و همه چيز نابود ميشد. به راستي كسي كه در بدبختي زندگي ميكند، چه چيز برايش اهميت دارد؟ فقط افراد سعادتمند، خوشبخت، سرمست و پر نشاطي كه در پايكوبي و سرور زندگي را ميگذرانند، علاقهمندند كه اين سياره تا ابد به حيات سرزنده و سر سبز خويش ادامه دهد. جدّيت، صرفاً يك بيماري روحي است، و با صفا و صداقت متفاوت است. فرد جدّي نميتواند بخندد، نميتواند برقصد، نميتواند بازيگوشي كند. او هميشه در حال كنترل و مهار خويش است. و به زندانباني براي خويش بدل شده است. در حالي كه با خنده، جسم، ذهن و وجود تو با هستي پيوند مييابد، مرزبنديها از بين ميروند و شخصيت شيزوفرنيك محو ميگردد. خنده، انرژيات را به تو باز ميگرداند. دريغ داشتن خنده، اختگي معنوي است. شما آدمهايي كه دور و بر من گرد آمدهايد، ميآموزيد چطور شادتر باشيد، بيشتر عشق بورزيد و عشق و خنده را در دنيا بگسترانيد. اين تنها راه حفاظت بشريت در برابر سلاحهاي هستهاي است.
|
|
ادامه مطلب...
|